تبليغاتX
غریبه ای آشنا از دیار سکوت !

 

سلام زلال ترین ترنم یاسی رنگ بهار من !

عدد خیس 21 از دریچه ی تقویم روبه روم بهم خیره شده و یاد آوری می کنه :

هی دیوونه یک سال گذشت ها !!!

 

بهش لبخند می زنم : آره یک سال گذشت ! یک سال از اون    بالا ،پایین  پریدن ها و جیغ زدن های بچه گانم ! یک سال از دریافت ایمیل   ( غریبه )  یادته ؟

 

بعد از 2 سال غم و درد ، 2 سال هر شب و روز گریه کردن ، 2 سال هر روز بیشتر و بیشتر پیر شدن !باز هم عدد 21 معجزه کرد !

 

21 ، 21  !! وای که چه اعجازی داره این عدد !!

 

پارسال . تو 21 ساله بودی . 21 فروردین اثبات وجود من ! 21 اردیبهشت اولین لبخند بهاری رنگ تو به من ! 21 تیر هدیه ی دوباره ی تو به من از طرف خدا ! 21 مارچ دیدار یاسی رنگ خیس و یواشکی  تو ! 21 اکتبر برای اولین بار شنیدن سمفونی صدای تو !!!

 

می بینی برای من چه اعجازی داره این عدد 21 ؟

 

حالا یک سال از اون روز گذشته ! یه چیزی می خوام بگم به کسی نگی ها !! ( اینو با لحن یواش و یاسی خیس معروف خودم بخون ها !! )   من ... من بیشتر از پارسال دیوونت شدم !! 

 

( راستی به کسی نمی گم خیلی دوستم داری ! خیلی بیشتر از اون چیزی که فکرشو بکنم !!  گرچه اینو به خودم نمی گی ولی یه زن هیچ وقت درباره ی احساس یه مرد نسبت به خودش اشتباه نمی کنه .. هیچ وقت !!! )  

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:41 بعد از ظهر توسط شقایق.(غریبه ای آشنا) |