
هندوانه ، انار ، آجیل ، فال حافظ!!!
چه قدر شب یلدا را دوست دارم !!!چه قدر لذت می برم که می بینم هنوز سنت های ایرانیان حفظ می شود ، انجام می شود و همه به آن ها احترام می گذارند . و چه قدر لذت می برم وقتی می بینم هنوز نامی از ((کوروش کبیر )) در بین ما باقی مانده !! کوروش کبیر ، همان بزرگ مردی که ما داشتن شب یلدا را مدیون او هستیم...
دیشب خیلی خوش گذشت ! گفتیم ، خندیدیم ، انار خوردیم ، رقصیدیم ، آجیل خوردیم ، حافظ گرفتیم ( که مثل همیشه حضرت بازم مژده ی رسیدن و داد ) ولی...!!! ولی هر چه نگاه کردم ، هر چه گشتم ، هر چه با نگاهم به گوشه گوشه ی خونه التماس کردم تو رو ندیدم ، نبودی !!! بازم نبودی !!! هر لحظه و در جایی نبودت حس می شد ... جای شوخی هات خالی بود ، جای لحن صدات سکوت بود و جای طنین خنده هات لبخند های تلخ من بود !!!!
یادته با چه ذوقی بهت گفتم : جمعه شب یلداست ها !!! خندیدی ، از همون خنده هایی که دلم و به تاراج می بره ، گفتی : حالا خوبه شب یلداست ، شب شقایق نیست که این قدر ذوق می کنی !!!!
سلام بر زمستان ! سلام بر ابراهیم خلیل الله !! سلام بر با تو بودن ، با تو موندن !! سلام بر کوروش کبیر !!! و سلام بر سپیده ی صبح امید !!!
سر فرازی ابراهیم مبارک باد !!!
کاشکی شب یلدا یه یادی از بزرگتر هایی که هستند ، نفس می کشن ولی از یاد رفتن می کردیم ، کاش یادمون می موند این شب ها رو ما توسط اون هاست که بلدیم گرامی بداریم !!!!


